امروزه اساس موفقیت مدیریت استراتژیک سازمانها ، توانایی در تشریح و تبیین استراتژیها و مفاهیم تاکتیکی مورد نیاز جهت دستیابی به اهداف کسب و کار می باشد از این رو در سالهای اخیر استفاده از تکنولوژی و ارتباطات الکترونیکی گسترش فزاینده ای داشته است. تا زمانیکه نیل به اهداف کاملا متکی به تکنولوژی نباشد کاربرد استراتژیک تکنولوژی میتواند به موفقیت کسب و کار شتاب دهد.

بنابراین یک مدیریت کارا بایستی توانایی مدیریت و کنترل تکنولوژی اطلاعات شرکت را دارا باشد. از این رو امروزه در اکثر سازمانها واحدهای مجزا که مسئولیت به کارگیری تکنولوژی الکترونیکی را عهده دار هستند، تحت عنوان واحدهای IT  ، درون سازمانها به فعالیت مشغول میباشند. مدیران نیز برای دستیابی به اهداف ،مطالبات بیشتری را از واحد IT   در دستور کار خویش قرار داده اند. سرعت کم در کسب تکنولوژی جدید به معنای از دست دادن سهم بازار میباشد. از این رو واحدهای IT دائما تحت فشار مدیران سازمان برای اجابت درخواستهای آنان و به کارگیری فن آوری اطلاعات در فرآیندهای کسب و کار سازمان میباشند.

سازمانها برای باقی ماندن در بازار رقابت بایستی زنجیره ارزش سازمان خود را از طریق به کارگیری  IT و با استفاده از برنامه های کاربردی نظیر ERP مکانیزه نمایند به همین دلیل پروژه های IT به صورت شتابزده تعریف میشوند و جدال برای اختصاص منابع اندک سازمان به این پروژه ها جریان دارد. اما شوک های ناشی از تجاوز هزینه پروژه ها از مقادیر اولیه ، تاخیرهای طولانی ، کارایی اندک و تراکم کارهای واحد IT باعث تولید ارزشی غیر متناسب با سرمایه و زمان میگردد. مدیریت استراتژیک IT به عنوان پاسخی به آشفتگی واحدهای IT از اوایل دهه 90 میلادی به منظور ایجاد نظمی استراتژیک در سازمان مورد توجه قرار گرفت. با توجه به سود آوری شرکتهای با مدیریت استراتژیک IT قوی در این مقاله میکوشیم تا اصول و زیر ساختهای لازم یک سازمان برای استفاده از فن آوری اطلاعات و به کارگیری سیستمی خاص همچون ERP را مورد بررسی قرار داده و مدیریت استراتژیک IT را به اجمال مورد بررسی قراردهیم.